پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹ - و له ایضا

به طرّهٔ طیرهٔ مشکی، به چهره غیرت ماه

که‌ای، چه‌ای، چه کسی؟ لا اله الا الله

تو نور چشم منی زآن سبب که در شب و روز

ندیده دیدهٔ من بی‌رخت سفید و سیاه

بر آنکه در نظر عاشقان کنی گذری

بود ز هر طرفی صدهزار دیده به راه

چو زلف چون رسنت عاشقان به بند کشد

درافکند به زنخ صد هزار خسته به چاه

گرم به دست کرم چون قبا به برگیری

شوم ز خلق جهان سرفراز همچو کلاه

به حضرتت چو غلامان به خدمت آمده‌ام

ولی عجب ز گدا گر رسد به حضرت شاه

ز روی کار بخواهم شد و نخواهی کرد

به روی کار من زار دل‌شکسته نگاه

ندارد از مه روی تو طالعی حیدر

چه طالع است مرا؟ لا اله الا الله!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱ - وصف دلبُتِ سَمَن‌بَرِ سیمین‌عَذارِ سنگین‌دل
  2. شمارهٔ ۴۲ - و له ایضاطریق شب روی- ای دل!- ز دست نگذاری
  3. شمارهٔ ۴۳ - و له ایضانگار عهد شکن بی وفای دوران است
  4. شمارهٔ ۴۴ - و له ایضابیا که درد مرا از لب تو درمان است
  5. شمارهٔ ۴۵ - و له ایضابیا که مردمک دیده غرقه در آب است
  6. شمارهٔ ۴۶ - و له ایضاوجود خاکی من گرچه می دهی بر باد
  7. شمارهٔ ۴۷ - و له ایضاز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
  8. شمارهٔ ۴۸ - و له ایضابه ناز اگر ز در آن سرو ناز باز آید
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.