پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - بهاریات

ساقی! بده آن باده که هنگام بهارست

صحن چمن از سنبل و گل چون رخ یارست

نرگس که بود بر کف او ساغر زرین

چون نرگس مخمور تو در عین خمارست

وقت گل اگر دست دهد یار گل اندام

می نوش که هنگام می و بوس و کنارست

در سینه ی عشاق ز آسیب هوایی

ای سیب زنخدان، تو چه دانی که چه نارست

رخساره ی دلجوی تو یا باغ بهشت است

بوی شکن زلف تو یا باد بهارست؟

روی چمن امروز ز مشاطه ی نوروز

چون روی نگارین تو پرنقش و نگارست

از باده ملولیم که در ساغر عام است

وز گل ببریدیم که همصحبت خارست

بلبل! نه تویی عاشق و دیوانه به تنها

بر چهره ی گل عاشق و دیوانه هزارست

حیدر ز هوای سر زلف تو به عالم

چون باد صبا دل سبک و شیفته کارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ - و له ایضابتم چو ساغر یاقوت ناب می‌گیرد
  2. شمارهٔ ۴۱ - وصف دلبُتِ سَمَن‌بَرِ سیمین‌عَذارِ سنگین‌دل
  3. شمارهٔ ۴۲ - و له ایضاطریق شب روی- ای دل!- ز دست نگذاری
  4. شمارهٔ ۴۳ - و له ایضانگار عهد شکن بی وفای دوران است
  5. شمارهٔ ۴۴ - و له ایضابیا که درد مرا از لب تو درمان است
  6. شمارهٔ ۴۵ - و له ایضابیا که مردمک دیده غرقه در آب است
  7. شمارهٔ ۴۶ - و له ایضاوجود خاکی من گرچه می دهی بر باد
  8. شمارهٔ ۴۷ - و له ایضاز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.