پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸ - و له ایضا

تا کی من دیوانه گرفتار تو باشم

در بند سر زلف سیه کار تو باشم

از آرزوی قامت رعنای تو میرم

در حسرت یاقوت شکربار تو باشم

جان خسته ی آن غمزه ی غماز تو بینم

دل بسته ی آن طره ی طرار تو باشم

تا کی من دلداده ز هجران تو سوزم

تا کی من سرگشته طلبکار تو باشم

ای راحت جان من دل خسته، زمانی

خواهم که تو یار من و من یار تو باشم

در باغ جهان سنبل گلبوی تو بویم

در طرف چمن بلبل گلزار تو باشم

تا چند من زار جگرخوار، چو حیدر

مجروح و پریشان و دل افگار تو باشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ - فی البدیههآمد به در مسجد آدینه نگاری
  2. شمارهٔ ۳۱ - و له ایضامن عاشق آن سنگدلِ تنگ‌دهانم
  3. شمارهٔ ۳۲ - و له ایضابا زلف چو شامش نفس باد صبا چیست
  4. شمارهٔ ۳۳ - جوابای آنکه ندانی که وفاداری با ما چیست
  5. شمارهٔ ۳۴ - و له ایضاتا دست دلم دامن دلدار گرفته‌ست
  6. شمارهٔ ۳۵ - در فراقدرمان دل خسته ندانم ز که جویم
  7. شمارهٔ ۳۶ - و له ایضاای دل! به جهان معتکف کوی فلان باش
  8. شمارهٔ ۳۷ - و له ایضابر چهرهٔ او هر که زمانی نگران شد
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.