پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵ - و له ایضا

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است

زآن رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

و آن می که در آنجاست حقیقت نه مَجاز است

از وی همه مستی و غرورست و تَکَبُّر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

رازی که بر خلق نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او مَحرم راز است

شرح شکن زلفِ خَم اندر خم جانان

کوته نتوان کرد که آن قصه دراز است

پای دل مجنون و خَم طُرّهٔ لیلی

رخسارهٔ محمود و کف پای ایاز است

بر دوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم

تا دیدهٔ من بر رخ زیبای تو باز است

در کعبهٔ کوی تو هر آن کس که درآمد

از قبلهٔ ابروی تو در عین نماز است

ای مجلسیان! سوز دل حیدر مسکین

از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ - و له ایضاعمری است که در عشق تو بی صبر و قرارم
  2. شمارهٔ ۲۸ - و له ایضاتا کی من دیوانه گرفتار تو باشم
  3. شمارهٔ ۲۹ - و له ایضاجانا! دل من چون دهن تنگ تو تنگ است
  4. شمارهٔ ۳۰ - فی البدیههآمد به در مسجد آدینه نگاری
  5. شمارهٔ ۳۱ - و له ایضامن عاشق آن سنگدلِ تنگ‌دهانم
  6. شمارهٔ ۳۲ - و له ایضابا زلف چو شامش نفس باد صبا چیست
  7. شمارهٔ ۳۳ - جوابای آنکه ندانی که وفاداری با ما چیست
  8. شمارهٔ ۳۴ - و له ایضاتا دست دلم دامن دلدار گرفته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.