پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳ - و له ایضا

جانم از آتش آن لعل شکربار بسوخت

دل چو پروانه بر شمع رخ یار بسوخت

در بر تنگ شکر خال سیاهش مگسی است

یا سپندی است که بر آتش رخسار بسوخت

در شب تیره سراپای من بی سر و پا

همچو شمع از هوس صبح رخ یار بسوخت

ای طبیب! از لب جان بخش خود از بهر شفا

شربتی ده که دل خستهٔ بیمار بسوخت

در چمن مشعلهٔ آتش گل بر کردند

بلبل بی خبر از آتش گلزار بسوخت

تا ز شرم رخ چون آتش تو آب شود

از چمن، گل شد و در کورهٔ عطار بسوخت

پرتو مهر تو یک شعله ی آتش برزد

ملک جان من دل خسته به یکبار بسوخت

نیست پیدا اثر حیدر دردی کش مست

مگر از آتش می بر در خمار بسوخت

حق بود در نظر پیر حقیقت رو عشق

هر که منصور صفت بر زبر دار بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ - و له ایضااَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
  2. شمارهٔ ۲۶ - و له ایضاامروز که در کوی خرابات الستم
  3. شمارهٔ ۲۷ - و له ایضاعمری است که در عشق تو بی صبر و قرارم
  4. شمارهٔ ۲۸ - و له ایضاتا کی من دیوانه گرفتار تو باشم
  5. شمارهٔ ۲۹ - و له ایضاجانا! دل من چون دهن تنگ تو تنگ است
  6. شمارهٔ ۳۰ - فی البدیههآمد به در مسجد آدینه نگاری
  7. شمارهٔ ۳۱ - و له ایضامن عاشق آن سنگدلِ تنگ‌دهانم
  8. شمارهٔ ۳۲ - و له ایضابا زلف چو شامش نفس باد صبا چیست
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.