پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲ - فی البدیهه

بت شکرسخن پسته‌دهان می‌گذرد

مَهِ خورشیدرخ موی‌میان می‌گذرد

خلق شیراز! بدانید و نظر باز کنید

کآفت مرد و زن و پیر و جوان می‌گذرد

تا من از سینهٔ مجروح سپر ساخته‌ام

از دلم ناوک مژگان فلان می‌گذرد

به ظریفی و حریفی و لطیفی و خوشی

یار من از همه خوبان جهان می‌گذرد

تا تو با روز رخ و زلف چو شب می‌گذری

خود شب و روز ندانم به چه سان می‌گذرد

تو چه دانی که ز عشق رخ همچون روزت

شب تاریک چه بر خسته‌دلان می‌گذرد

تا بر آن آب حیات دهنت تشنه شدم

عمر در عشق تو چون آب روان می‌گذرد

هرکه او پای نهد بر سر کوی تو شبی

چون من سوخته دل از سر جان می‌گذرد

حیدر عاشق و سودازده از بیم رقیب

هر شبی بر سر کوی تو نهان می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ - و له ایضاتا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد
  2. شمارهٔ ۲۵ - و له ایضااَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
  3. شمارهٔ ۲۶ - و له ایضاامروز که در کوی خرابات الستم
  4. شمارهٔ ۲۷ - و له ایضاعمری است که در عشق تو بی صبر و قرارم
  5. شمارهٔ ۲۸ - و له ایضاتا کی من دیوانه گرفتار تو باشم
  6. شمارهٔ ۲۹ - و له ایضاجانا! دل من چون دهن تنگ تو تنگ است
  7. شمارهٔ ۳۰ - فی البدیههآمد به در مسجد آدینه نگاری
  8. شمارهٔ ۳۱ - و له ایضامن عاشق آن سنگدلِ تنگ‌دهانم
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.