پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹ - و له ایضا

روز نوروز و می و مطرب و معشوق و بهار

مستی و عشرت و آغوش و بر و بوس و کنار

سمن و نسترن و یاسمن و سرو چمن

سوسن و برگ گل و جام می و روی نگار

کام و آرام و نشاط و طرب و عیش و خوشی

سرو و شمشاد و گل و سنبل و سیب و به و نار

مستی نرگس و رنگ چمن و سایه ی بید

غلغل بلبل و بوی گل و آواز هزار

شیوه و ناز و عتاب صنم سیم اندام

شاهد و شمع و شراب و بت شیرین گفتار

باغ و صحرا و لب جوی و قد سرو سهی

عنبر و عود و عبیر و سمن و مشک تتار

چشم در شاهد و گل در بر و ساغر در دست

گوش بر مطرب و می در سر و لب بر لب یار

یار در مجلس و مه در خور و حیدر با دوست

باده در ساغر و جان در بر و دل با دلدار

خوش بود این همه گر دست دهد وقت صبوح

خوش بود این همه گر جمع شود فصل بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ - و له ایضاخاک شیراز مگر کعبه عالم شد باز
  2. شمارهٔ ۲۲ - فی البدیههبت شکرسخن پسته‌دهان می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۲۳ - و له ایضاجانم از آتش آن لعل شکربار بسوخت
  4. شمارهٔ ۲۴ - و له ایضاتا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد
  5. شمارهٔ ۲۵ - و له ایضااَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
  6. شمارهٔ ۲۶ - و له ایضاامروز که در کوی خرابات الستم
  7. شمارهٔ ۲۷ - و له ایضاعمری است که در عشق تو بی صبر و قرارم
  8. شمارهٔ ۲۸ - و له ایضاتا کی من دیوانه گرفتار تو باشم
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.