پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸ - و له ایضا

تا دل خسته به دست سر زلفت دادم

کمر بندگی ات بسته ام و آزادم

آخر ای ماه پری‌چهره به فریادم رس

کز هوایت ز فلک می‌گذرد فریادم

گر کسی از غم هجران تو شادی طلبد

منم آن کس که به غم خوردن رویت شادم

بیستون ستمت را بکشم چون فرهاد

زآنکه بی شکر شیرین تو چون فرهادم

با وجود قد رعنای تو همچون سوسن

گر همه روی زمین سرو شوم آزادم

پیش از آب و گل خود در ازل از لوح قضا

ابجد عشق تو آموخته از استادم

با وجود رخ چون آتش و آب خط تو

بر سر خاک دوان بی سر و پا چون بادم

طالعم از مه روی تو چو حیدر نبود

تا من از مادر فطرت به چه طالع زادم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ - و له ایضادر چنان صورت مطبوع عجب می مانم
  2. شمارهٔ ۲۱ - و له ایضاخاک شیراز مگر کعبه عالم شد باز
  3. شمارهٔ ۲۲ - فی البدیههبت شکرسخن پسته‌دهان می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۲۳ - و له ایضاجانم از آتش آن لعل شکربار بسوخت
  5. شمارهٔ ۲۴ - و له ایضاتا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد
  6. شمارهٔ ۲۵ - و له ایضااَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
  7. شمارهٔ ۲۶ - و له ایضاامروز که در کوی خرابات الستم
  8. شمارهٔ ۲۷ - و له ایضاعمری است که در عشق تو بی صبر و قرارم
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.