پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶ - و له ایضا

ترک سرمست تو خون دل ما می‌ریزد

بی‌گنه خون دل خسته چرا می‌ریزد

مردم دیدهٔ دریا دل گوهر پاشم

هرچه دارد همه در پای شما می‌ریزد

تا صبا می‌زند از چین سر زلف تو دم

نافه‌های ختن از باد هوا می‌ریزد

سنبلت پای دل پیر و جوان می‌بندد

نرگست خون دل شاه و گدا می‌ریزد

چون تو در طرف چمن می‌روی ای آب حیات

در چمن برگ گل از روی حیا می‌ریزد

در گذر دامن تو خاک چمن مشکین کرد

یا مگر غالیه از جیب صبا می‌ریزد

دست ساقی به صبوحی ز پی دفع خمار

می صافی است که در جام صفا می‌ریزد

تا بگیرد خُتَنَت را به خطا لشکر زنگ

چین زلف سیهت مشک خطا می‌ریزد

طبع حیدر ز هواداری تو دریایی است

ورنه این گوهر معنی ز کجا می‌ریزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸ - و له ایضاتا دل خسته به دست سر زلفت دادم
  2. شمارهٔ ۱۹ - و له ایضاروز نوروز و می و مطرب و معشوق و بهار
  3. شمارهٔ ۲۰ - و له ایضادر چنان صورت مطبوع عجب می مانم
  4. شمارهٔ ۲۱ - و له ایضاخاک شیراز مگر کعبه عالم شد باز
  5. شمارهٔ ۲۲ - فی البدیههبت شکرسخن پسته‌دهان می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۲۳ - و له ایضاجانم از آتش آن لعل شکربار بسوخت
  7. شمارهٔ ۲۴ - و له ایضاتا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد
  8. شمارهٔ ۲۵ - و له ایضااَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.