پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

شاه و درویش

۵۳ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ ای وجود تو اصل هر موجود
  2. بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجات ای دوای درون خسته‌دلان
  3. بخش ۳ - مناجات سال‌ها شد که مهر عالم‌سوز
  4. بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و سلم از خدا گر ره خدا طلبی
  5. بخش ۵ - وصف معراج رسول‌الله و صحابهٔ کبار آن ای خوش آن شب که جبرئیل امین
  6. بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیه‌السلام در دریای سرمدست علی
  7. بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعر گوهر حقهٔ دهان سخنست
  8. بخش ۸ - سبب تصنیف کتاب روزی از روزهای فصل بهار
  9. بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعی ای که با من سر سخن داری
  10. بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویش سخن‌آرای این حدیث کهن
  11. بخش ۱۱ - در آزاد شدن شه‌زاده از مکتب و ملول بودن درویش یار هرگه درو نظر می‌کرد
  12. بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاه‌زاده چون شب تیره در میان آمد
  13. بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتب صبح دم کز نسیم مهرافروز
  14. بخش ۱۴ - در فسون‌سازی شه‌زاده به معلم به جهت دلداری درویش شاه چون در گدا نظر می‌کرد
  15. بخش ۱۵ - حال عشق شاه‌زاده با گدا باز چون ظلمت شب آمد پیش
  16. بخش ۱۶ - افشای راز عشق و ملامت عوام باز چو مهر از فلک سر زد
  17. بخش ۱۷ - خبردار شدن مردم از حال درویش و پیدا شدن رقیب کافرکیش بداندیش اهل مکتب شدند واقف حال
  18. بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خود هیچ جا در جهان حبیبی نیست
  19. بخش ۱۹ - رفتن گدا به شب بر در شاه‌زاده یک شب القصه رو به شاه آورد
  20. بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاه آن شب آفاق همچو گلشن بود
  21. بخش ۲۱ - دیدار شاه از بام در شب ماه روشن آمد و جا گرفت بر لب بام
  22. بخش ۲۲ - در صفت کبوتربازی شاه و نظاره کردن درویش صبح چون ریخت دانهٔ انجم
  23. بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش را چند روزی که شاهزادهٔ عصر
  24. بخش ۲۴ - جستن کبوتر شاه بر درویش و نامه نوشتن به بال او بود شه را کبوتری که فلک
  25. بخش ۲۵ - رفتن شاه‌زاده به میدان روز دیگر که آفتاب منیر
  26. بخش ۲۶ - در تعریف کمان شاه گوید بر سر دست شه کمانی بود
  27. بخش ۲۷ - مناظرهٔ تیر و کمان با یکدیگر شاه تیری که در کمان پیوست
  28. بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردن چون کمان این سخن شنید از تیر
  29. بخش ۲۹ - واقف شدن مردم از عشق‌بازی و دلداری درویش و بهانه ساختن رقیب شکار را به جهتجدایی آن‌ها چند روزی که شاه بنده‌نواز
  30. بخش ۳۰ - حیله کردن رقیب و خبردار نمودن شاه گدا را روز دیگر که وقت میدان شد
  31. بخش ۳۱ - رفتن درویش به صحرا و ساکن شدنش در کوهی و منتظر بودنش به مقدم شاه بود کوهی و بوالعجب کوهی
  32. بخش ۳۲ - وصف غزال کوهی در صف آهوان غزالی بود
  33. بخش ۳۳ - بزم‌آرایی لشکر به شکار چون ز بهر نشاط نوروزی
  34. بخش ۳۴ - تعاقب شاهزاده غزال را و رسیدن هر دو پیش گدا آن غزالی که گفته شد زین پیش
  35. بخش ۳۵ - بزم‌آرایی شاه و نظر کردن گدا شب که در بزم‌گاه مینا رنگ
  36. بخش ۳۶ - رفتن شاه‌زاده به دیدن درویش روز دیگر که با هزار شکوه
  37. بخش ۳۷ - به شهر آمدن شه‌زاده بار دیگر که خسرو انجم
  38. بخش ۳۸ - اقامت شاه‌زاده بر لب دریا و کدا بر کوه بود چون بحر و کان ز معنی پر
  39. بخش ۳۹ - رفتن شاه پیش گدا و بشارت تخت‌نشینی از قضا دور چرخ کاری کرد
  40. بخش ۴۰ - نامه نوشتن خسرو و خواستن شه‌زاده را از سیاحت کنار دریا خوشنویسی که این رقم زده بود
  41. بخش ۴۱ - آمدن شه‌زاده به شهر و کیفیت استقبال او شاه تا نامهٔ پدر برخواند
  42. بخش ۴۲ - در صفت خزان و وفات کردن خسرو این بود اقتضای لیل و نهار
  43. بخش ۴۳ - وصیت خسرو و وفات و تجهیز و تدفین او شاه را خواندی سوی خود خسرو
  44. بخش ۴۴ - ایضا فی الموعظه النصیحه لاله‌زار جهان عجب باغی‌ست
  45. بخش ۴۵ - بر تخت نشستن شاه و توفیهٔ عهد با درویش دور او همچو دور می خوش بود
  46. بخش ۴۶ - آمدن گدا به دربار شاه چون ز الطاف شاه نیک‌اندیش
  47. بخش ۴۷ - به وصل رسیدن درویش و دوری او بار دیگر به جور رقیب گفت راوی که شاه هر نفسی
  48. بخش ۴۸ - عزیمت کردن شاه بر سر خصم و ظفر یافتن او بر دشمن و کشته شدن رقیب باز چون موسم زمستان شد
  49. بخش ۴۹ - عمر به سر کردن شاه و گدا با یکدیگر چون سر زلف شب به دست آمد
  50. بخش ۵۰ - در بی‌وفایی عمر آه ازین منزلی که در پیش‌ست
  51. بخش ۵۱ - در خاتمهٔ کتاب گوید شکر لله که این خجسته کلام
  52. بخش ۵۲ - حکایت به طریق تمثیل کرکسی ژاژخای بی‌معنی
  53. بخش ۵۳ - مناجات کردگارا به بی‌نیازی خویش

متن اشعار به نقل از گنجور.