پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۱۶ - افشای راز عشق و ملامت عوام

باز چو مهر از فلک سر زد

شاه از خواب ناز سر بر زد

دل پر از مهر و لب پر از خنده

از عتاب گذشته شرمنده

پیش درویش همچو گل بشکفت

رفت در خنده و همچو غنچه گفت

پس از این به که ما به هم باشیم

هر دو شاه و گدا به هم باشیم

زان که شاه و گدا به هم گویند

بی گدا نام شاه کم گویند

نام شاه و کدا بع عن گیرند

بی گدا نام شاه کم گیرند

عزت سروران ز درویشی‌ست

فخر پیغمبران ز درویشی‌ست

همه شاهان گدای درویش‌ند

در پناه دعای درویش‌ند

شاه چون لطف کرد بیش از پیش

میل درویش گشت بیش از بیش

چند روزی چو در میان بگذشت

حال درویش زین و آن بکذشت

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خودهیچ جا در جهان حبیبی نیست
  2. بخش ۱۹ - رفتن گدا به شب بر در شاه‌زادهیک شب القصه رو به شاه آورد
  3. بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاهآن شب آفاق همچو گلشن بود
  4. بخش ۲۱ - دیدار شاه از بام در شب ماه روشنآمد و جا گرفت بر لب بام
  5. بخش ۲۲ - در صفت کبوتربازی شاه و نظاره کردن درویشصبح چون ریخت دانهٔ انجم
  6. بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش راچند روزی که شاهزادهٔ عصر
  7. بخش ۲۴ - جستن کبوتر شاه بر درویش و نامه نوشتن به بال اوبود شه را کبوتری که فلک
  8. بخش ۲۵ - رفتن شاه‌زاده به میدانروز دیگر که آفتاب منیر
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.