پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیه‌السلام

در دریای سرمدست علی

جانشین محمدست علی

اسدالله سرور غالب

شاه مردان علی ابوطالب

هر که با شیر حق زند پنجه

پنجهٔ خویشتن کند رنجه

ساقی شیرگیر سرمستان

زیر دستش همه زبردستان

در کف انگشت او کلیدی بود

در خیبر به آن کلید گشود

وز سر ذوالفقار آن فیاض

رشتهٔ کفر را شده مقراض

تا نجف به هر گوهرش صدفست

ریگ صحرای او در نجفست

زیب این گلشن از جمال علیست

گل این باغ رنگ آل علیست

بود عم‌زاده رسول خدا

چون رسول از خدا نبود جدا

چون دو کس ابن عم یکدگرند

چون دو فرزند کان ز یک پدرند

پدران در نسب برابر هم

پسران در حسب برابر هم

گه سر خصم را جدا کرده

گه سر خویش را فدا کرده

هر شهی وقت بزم زر بخشد

شاه ما روز رزم سر بخشد

کرم خلق بخشش درمست

گر کسی سر فدا کند کرمست

همه سرها فدای او بادا

همه شاهان گدای او بادا

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۸ - سبب تصنیف کتابروزی از روزهای فصل بهار
  2. بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعیای که با من سر سخن داری
  3. بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویشسخن‌آرای این حدیث کهن
  4. بخش ۱۱ - در آزاد شدن شه‌زاده از مکتب و ملول بودن درویشیار هرگه درو نظر می‌کرد
  5. بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاه‌زادهچون شب تیره در میان آمد
  6. بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتبصبح دم کز نسیم مهرافروز
  7. بخش ۱۴ - در فسون‌سازی شه‌زاده به معلم به جهت دلداری درویششاه چون در گدا نظر می‌کرد
  8. بخش ۱۵ - حال عشق شاه‌زاده با گداباز چون ظلمت شب آمد پیش
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.