پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعی

ای که با من سر سخن داری

گفتگوی نو و کهن داری

ساعتی گوش هوش با من دار

مستمع باش گوش با من دار

گوش کن این فسانهٔ دیرین

چه بری نام خسرو و شیرین؟

بشنو از من حکایت غرا

چه دهی شرح وامق و عذرا؟

یاد گیر این حکایت موزون

چه بری نام لیلی و مجنون؟

بکر خلوت‌سرای فکرست این

فکر تهمت مکن که بکرست این

آمده در مقام جلوه‌گری

تا به عین رضا درو نگری

جز قبول نظر نمی‌خواهد

التفات دگر نمی‌خواهد

هرچه هست از سعادت نظرست

نظر اکسیر کیمیا اثرست

یا رب این تحفه را گرامی کن

یکی از نام‌های نامی کن

تا ز صاحب‌دلی نظر یابد

شرف التفات در یابد

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۱۱ - در آزاد شدن شه‌زاده از مکتب و ملول بودن درویشیار هرگه درو نظر می‌کرد
  2. بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاه‌زادهچون شب تیره در میان آمد
  3. بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتبصبح دم کز نسیم مهرافروز
  4. بخش ۱۴ - در فسون‌سازی شه‌زاده به معلم به جهت دلداری درویششاه چون در گدا نظر می‌کرد
  5. بخش ۱۵ - حال عشق شاه‌زاده با گداباز چون ظلمت شب آمد پیش
  6. بخش ۱۶ - افشای راز عشق و ملامت عوامباز چو مهر از فلک سر زد
  7. بخش ۱۷ - خبردار شدن مردم از حال درویش و پیدا شدن رقیب کافرکیش بداندیشاهل مکتب شدند واقف حال
  8. بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خودهیچ جا در جهان حبیبی نیست
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.