پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۳۱ - رفتن درویش به صحرا و ساکن شدنش در کوهی و منتظر بودنش به مقدم شاه

بود کوهی و بوالعجب کوهی

کوه دردی و کان اندوهی

تیغ بر فرق ماه و مهر زده

سنگ بر شیشهٔ سپهر زده

دل سختش به عاشقان در جنگ

از پی جنگ دامنش پر سنگ

تیغ او بس که خلق را کشته

شده از کشته گرد او پشته

در بهاران که سیل گلگون بود

سیل او آب چشم پرخون بود

گشت درویش با غم و اندوه

به صد اندوه ساکن آن کوه

هر گه از هجر یار نالیدی

کوه از این نالهٔ زار نالیدی

ناله برخواستی ز هر سنگی

رفتی آن ناله تا به فرسنگی

گریه چون کردی از سر اندوه

دجلهٔ خون روان شدی از کوه

کله کوه چشمه‌سار شدی

دامن دشت لاله‌زار شدی

بس که با آهوان قرار گرفت

انس با وحش کوهسار گرفت

آهوان رام او شدند همه

او شبان گشت و آن گروه رمه

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۳۳ - بزم‌آرایی لشکر به شکارچون ز بهر نشاط نوروزی
  2. بخش ۳۴ - تعاقب شاهزاده غزال را و رسیدن هر دو پیش گداآن غزالی که گفته شد زین پیش
  3. بخش ۳۵ - بزم‌آرایی شاه و نظر کردن گداشب که در بزم‌گاه مینا رنگ
  4. بخش ۳۶ - رفتن شاه‌زاده به دیدن درویشروز دیگر که با هزار شکوه
  5. بخش ۳۷ - به شهر آمدن شه‌زادهبار دیگر که خسرو انجم
  6. بخش ۳۸ - اقامت شاه‌زاده بر لب دریا و کدا بر کوهبود چون بحر و کان ز معنی پر
  7. بخش ۳۹ - رفتن شاه پیش گدا و بشارت تخت‌نشینیاز قضا دور چرخ کاری کرد
  8. بخش ۴۰ - نامه نوشتن خسرو و خواستن شه‌زاده را از سیاحت کنار دریاخوشنویسی که این رقم زده بود
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.