پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۳۲ - وصف غزال کوهی

در صف آهوان غزالی بود

کش عجب نازنین جمالی بود

عالم از بوی نافه‌اش مشکین

پیش او آهوی ختن مسکین

شوخ چشمی به غمزه شعبده‌باز

چشم شوخش تمام عشوه و ناز

گویی آن چشم شوخ در بازی

شوخ‌چشمی‌ست در نظربازی

گرچه بودند آهوان خیلی

بد گدا را به سوی او میلی

هر دم از مژه جای او می‌رُفت

هر نفس در هوای او می‌گفت

چشم او چشم شاه را مانند

آن بلای سیاه را مانند

نافه ی او که مشک چین دارد

بوی آن زلف عنبرین دارد

نفسش مشک‌بار می‌آید

زان نفس بوی یار می‌آید

من سگ آهویی که هر نفسی

خوش دلم می‌کند به یاد کسی

چون مرا نیست رنگی از رویش

لاجرم شادمانم از بویش

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۳۴ - تعاقب شاهزاده غزال را و رسیدن هر دو پیش گداآن غزالی که گفته شد زین پیش
  2. بخش ۳۵ - بزم‌آرایی شاه و نظر کردن گداشب که در بزم‌گاه مینا رنگ
  3. بخش ۳۶ - رفتن شاه‌زاده به دیدن درویشروز دیگر که با هزار شکوه
  4. بخش ۳۷ - به شهر آمدن شه‌زادهبار دیگر که خسرو انجم
  5. بخش ۳۸ - اقامت شاه‌زاده بر لب دریا و کدا بر کوهبود چون بحر و کان ز معنی پر
  6. بخش ۳۹ - رفتن شاه پیش گدا و بشارت تخت‌نشینیاز قضا دور چرخ کاری کرد
  7. بخش ۴۰ - نامه نوشتن خسرو و خواستن شه‌زاده را از سیاحت کنار دریاخوشنویسی که این رقم زده بود
  8. بخش ۴۱ - آمدن شه‌زاده به شهر و کیفیت استقبال اوشاه تا نامهٔ پدر برخواند
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.