پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

شاه و درویش

بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجات

ای دوای درون خسته‌دلان

مرهم سینهٔ شکسته دلان

مرهمی لطف کن، که خسته‌دلم

مرحمت کن که [بس] شکسته‌دلم

گرچه من سر به سر گنه کردم

نامهٔ خویش را سیه کردم

تو درین نامهٔ سیاه مبین

کرم خویش بین گناه مبین

من خود از کرده‌های خود خجلم

تو مکن روز حشر منفعلم

با وجود گناه‌کاری‌ها

از تو دارم امیدواری‌ها

زانکه بر توست اعتماد همه

ای مراد من و مراد همه

تو کریمی و بی‌نوای توام

پادشاهی و من گدای توام

نی گدایی که این و آن خواهم

کام دل، آرزوی جان خواهم

بلکه باشد گدایی‌ام دردی

اشک سرخی و چهرهٔ زردی

تا به راهت ز اهل درد شوم

برنخیزم اگرچه گرد شوم

چون به خاک اوفتم به صد خواری

تو ز خاکم به لطف برداری

گرچه در خورد آتشم چون شرر

نظری گر به من رسد چه ضرر؟

من نگویم که لطف و احسان کن

بنده‌ام هرچه شایدت آن کن

عاقبت بگسلد چو بند از بند

بند بند مرا به خود پیوند

ادامه‌ی شاه و درویش

  1. بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و سلماز خدا گر ره خدا طلبی
  2. بخش ۵ - وصف معراج رسول‌الله و صحابهٔ کبار آنای خوش آن شب که جبرئیل امین
  3. بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیه‌السلامدر دریای سرمدست علی
  4. بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعرگوهر حقهٔ دهان سخنست
  5. بخش ۸ - سبب تصنیف کتابروزی از روزهای فصل بهار
  6. بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعیای که با من سر سخن داری
  7. بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویشسخن‌آرای این حدیث کهن
  8. بخش ۱۱ - در آزاد شدن شه‌زاده از مکتب و ملول بودن درویشیار هرگه درو نظر می‌کرد
همه‌ی شاه و درویش ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.