پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۹

قمری اندر بهار یار من است

مونس نالهای زار من است

فاخته طوق عشق برگردن

در غم دوست غمگسار من است

بلبل از شاخ گل گشاده زبان

نایب حال روزگار من است

ساقیا بی قرارم از می عشق

دو سه می داروی قرار من است

می خورم در بهار با رخ تو

کان بهار تو این بهار من است

گر نباشد بهار و نی ابری

ابر او چشم آبدار من است

گل سوری شکفته اندر باغ

راست گوئی رخ نگار من است

لاله بر سبزه زار پنداری

روی معشوق بر کنار من است

گوئی از دور نرگس مخمور

چشم دلبر در انتظار من است

در بنفشه نگه کنم گویم

زلف او یا تن نزار من است

هر شبی زان به مه نظاره کنم

کو ز معشوق یادگار من است

در چنین وقت بی می و معشوق

بیهده زیستن نه کار من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
  2. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
  3. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  4. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  5. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  6. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  7. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  8. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.