پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست

وان چهره زیبای تو پیش نظرم نیست

همچون گل در خاکم و چون شکر در آب

زان غم که ز رخسار و لبت گل شکرم نیست

بر گردون ظفرم هست ولیکن

بر تو که دل و دیده و جانی ظفرم نیست

زرین کمران پیشم هر چند بپایند

چه سود که از دست تو سیمین کمرم نیست

گفتی که ترا باد گران هست خوش و نوش

طعنه مزن ای دوست چو دانی اگرم نیست

داند به کرم عهد و وفای تو که امروز

جز آرزوی روی تو کار دگرم نیست

بهر تو چو دیده که مقیم است و مسافر

ره میروم و گوئی عزم سفرم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  2. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  3. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  4. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  5. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  6. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
  7. شمارهٔ ۲۳از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
  8. شمارهٔ ۲۴مهرش از دل همی گذر نکند
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.