پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد

آن روز همه کار دلم زیر سر افتد

عقلم سر خود گیرد و از پای در آید

صبرم بسر کوی تو از دست برافتد

بر خلق زسرگشته هجران خبر افتد

در شهر چو دیوانه تو بی خبر افتد

دیوانه آن ماه توان بود که روز

خورشید فلک را ز رخش سایه در افتد

از گریه کنارم شمری باشد پیوست

ز انسان که چو بر آینه عکس برافتد

گر روی نهد بر من از این روی عجب نیست

خود عکس چنین باشد چون بر شمر افتد

شادم من از این گریه که بر خشک نیفتد

گر چشم خداوند بر این چشم تر افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  2. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
  3. شمارهٔ ۲۳از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
  4. شمارهٔ ۲۴مهرش از دل همی گذر نکند
  5. شمارهٔ ۲۵روح ز تو خوبتر به خواب نبیند
  6. شمارهٔ ۲۶یار چون عیسیم به ماه برد
  7. شمارهٔ ۲۷گر شمع تو بی زحمت پروانه بماند
  8. شمارهٔ ۲۸لبم از بوس او شکر چیند
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.