پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

لبم از بوس او شکر چیند

گوشم از لعل او گهر چیند

از گریبان چو او برآرد سر

حور دامن ز شرم درچیند

در فراقش ز اشک و چهره من

مرد باید که سیم وزر چیند

باغبان صبحدم نداند چید

هر دم آنچ از رخش نظر چیند

آری آری چو آفتاب آمد

ماه در حال مهره بر چیند

خلق او خلق شاه را ماند

که از او دل گل و شکر چیند

شاه بهرامشه که خنجر او

از سران در مصاف سرچیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰که بود جان که نه در بند وفای تو بود
  2. شمارهٔ ۳۱دل چون ز لبت شراب خواهد
  3. شمارهٔ ۳۲حسن تو به گفت هم نیاید
  4. شمارهٔ ۳۳آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید
  5. شمارهٔ ۳۴آرام دل مرا بخوانید
  6. شمارهٔ ۳۵صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهد
  7. شمارهٔ ۳۶هر آینه که دگر بایدم گزیدن یار
  8. شمارهٔ ۳۷سرو را ساکن به تخت آباد باش
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.