پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهد

شام را گونه بدان طره کوتاه دهد

طاق ابروش مرا جفت غم و رنج کند

چشم آهوش مرا بازی روباه دهد

صفت رنگ رخ من که کند کاه کند

خبر درد دل من که دهد آه دهد

گر چو من گمره و سرگشته شود نیست عجب

آنکه چندین غم و اندیشه به خود راه دهد

وای آن خسته که دل را به چنان ماه برد

بخ بخ آن بنده که دل را به چنین شاه دهد

شاه بهرامشه آن شه که قران سعدش

آسمان را همی از طالع او جاه دهد

هر چه کین باشد رزمش ز بد اندیش کشد

هر چه کان دارد دستش بنکو خواهد دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷سرو را ساکن به تخت آباد باش
  2. شمارهٔ ۳۸برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
  3. شمارهٔ ۳۹گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ
  4. شمارهٔ ۴۰سخت با ما تو بخیلی بسلام
  5. شمارهٔ ۴۱دل در غم عشق یار بستیم
  6. شمارهٔ ۴۲از صبر نکرده بازگشتم
  7. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  8. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.