پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

مجمر مهر سوخت چون عودم

چنبر ماه تافت چون رسنم

هم ز محنت چو کوه شد جانم

هم ز کاهش چو کاه گشت تنم

توشه نی که آن دهد قوتم

گوشه نی که آن بود سکنم

هرچه آورد روز شد روزیم

هر کجا شب رسید شد وطنم

آشنا کردن است رفتارم

کوه بر کندنست دم زدنم

دم زند در میان ره صد جای

تا ز خاطر به لب رسد سخنم

فتنه روزگار من این است

که در این روزگار پر فتنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  2. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
  3. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  4. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
  5. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
  6. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
  7. شمارهٔ ۵۲سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
  8. شمارهٔ ۵۳ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.