پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

همه شب دوش من بیدار بودم

ندیم حسرت و تیمار بودم

ز وصل یار دلبر برنخوردم

ز هجر دوست برخوردار بودم

چو محنت کشتگان اندر تحیر

بمانده روی در دیوار بودم

همی جان کندم اندر فرقت یار

مبر آن ظن که من بیکار بودم

زسودا و ز صفرا و طپیدن

بسان مرد نا هشیار بودم

مرا گویند چون بودی چگویم

مگر بهتر شوم بیمار بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  2. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  3. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
  4. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  5. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
  6. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
  7. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
  8. شمارهٔ ۵۲سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.