پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

ای کرده همه بدی به جایم

دریاب که شد ز جای پایم

نزد تو کجا برآید ای جان

گر من به طفیل تو برایم

انگشت نمای خلق گشتم

وز خود جلدی همی نمایم

مفزای تو در جفا که من خود

درکاهش خویش میفزایم

دل در کله تو گرچه پست است

روزی کلمات برگشایم

من نور سلاله رسولم

من بنده سایه خدایم

بهرامشه آنکه زیبد او را

گر گوید ز مه منم بجایم

جوزا کمر و زحل محلم

مه رایت و آفتاب رایم

حکمی است که تا جهان بپاید

از بهر جهانیان بپایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
  2. شمارهٔ ۵۲سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
  3. شمارهٔ ۵۳ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان
  4. شمارهٔ ۵۴ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن
  5. شمارهٔ ۵۵ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن
  6. شمارهٔ ۵۶ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن
  7. شمارهٔ ۵۷ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
  8. شمارهٔ ۵۸ای ابر گلستان معالی کرم تو
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.