پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

ای ابر گلستان معالی کرم تو

بر قبه عالم زده دولت علم تو

برنده تر از خنجر مریخ حسامت

چالاک تر از کلک عطارد قلم تو

درسایه جاه تو نشینم به حمایت

از دهر که دارم به غلامی رقم تو

خود دهر که باشد که مرا کم زنی آرد

وآنگاه من اندر حرم محترم تو

میر عرب آهو را بنواخت چو گفتند

کین آهو یک روز گذشت از حرم تو

نه تو کم از آن میری نه من کم از آهو

نی نیز کم است از عرب او عجم تو

ای عیسی ایام منم مرغ ضعیفی

زنده شده درباغ سعادت بدم تو

خواهیم تفقد کن و خواهیم سعقد؟

کی دور کنم دیده ز خاک قدم تو

این صیت نخواهی که سلاطین و افاضل

گویند فلان هست ز خیل و حشم تو

برتاز پی دفع گزندی که مبادا

یک مادح ده فن بود اندر حرم تو

تا هست شود در غم تو یاد دل من

تا هست شود بر دل من بار غم تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ای صاحب آن دو زلف کوتاه
  2. شمارهٔ ۶۱ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه
  3. شمارهٔ ۶۲خاک را چاک زد ای دوست گیاه
  4. شمارهٔ ۶۳ای غمت اندر دلم آویخته
  5. شمارهٔ ۶۴ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
  6. شمارهٔ ۶۵ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونه‌ای؟
  7. شمارهٔ ۶۶ای مونس جان من کجائی
  8. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.