پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونه‌ای؟

وی مونس دل (من) تنها چگونه‌ای؟

از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی

باری یکی بگوی که آنجا چگونه‌ای

دُرّ است صورتِ تو و دریاست چشمِ من

ای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونه‌ای؟

دل هدیهٔ تو کردم، آن را نخواستی

جان تحفه می‌فرستمت، این را چگونه‌ای؟

ای نور چشم مهر و گل بوستان حُسن

ما بی‌تو در همیم تو، بی‌ما چگونه‌ای؟

از وصل تو که نیست دریغا در آتشم

در هجر من که هست مبادا چگونه‌ای

ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی

در سلسله، تو ای دل شیدا چگونه‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
  2. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  3. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  4. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  5. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
  6. شمارهٔ ۷۲خورشید چنان نور ندارد که تو داری
  7. شمارهٔ ۷۳خه خه که چو بوالعجب نگاری
  8. شمارهٔ ۷۴ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.