پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

خه خه که چو بوالعجب نگاری

یارب که چه دلفریب یاری

در بزم چو کبک در خرامی

در رزم چو باز در شکاری

در میدان است گوی حسنت

وقتست که می کنی سواری

سوگند خوری که بی تو شادم

سوگند مخور که استواری

ای روی نکو بسی نمانده است

تا هر چه بتر برویم آری

در کار تو من چنین و آنگه

هر دم گوئی که در چه کاری

ای شمسه نیکوان چه گویم

تا خاطر خویش بر گماری

بر من شمر ار نباشدت رنج

تا کی دو سه بوسه شماری

نی نی غلطم مرا بحل کن

تو بوسه کم بها نداری

با صبر ضعیف و عقل سستم

هر دم گوئی بر وی خواری

ای عقل بپای تا چه مرغی

وی صبر بیار تا چه داری

گر بی خبری ز من عجب نیست

کز خوی خودت خبر نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ای چشمه آب زندگانی
  2. شمارهٔ ۷۶بی تو دردی است ز هر درمانی
  3. شمارهٔ ۷۷جانا تو به دیگران چه مانی
  4. شمارهٔ ۷۸منم در عشق تو جسمی و جانی
  5. شمارهٔ ۷۹ایکه دل را دل و جان را جانی
  6. شمارهٔ ۸۰ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
  7. شمارهٔ ۸۱رخ بپوش از قمر چه می خواهی
  8. شمارهٔ ۸۲ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.