پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

منم در عشق تو جسمی و جانی

کشیده پوستی بر استخوانی

نه جز گریه مرا پشت و پناهی

نه جز ناله مرا نام و نشانی

تنی مانده چه تن محنت سرائی

دلی رفته چه دل درد آشنائی

نداری باک از چون من غریبی

نیاری رحم بر چو من جوانی

سراپای جهان گشتم ندیدم

چو تو اندک وفا بسیار دانی

سبک بربایدم موری دگر بار

کنی یادم بیایی و بخوانی

زبان تلخ داری ای پسر لیک

چو گفتار حسن شیرین دهانی

در این شیرین دهان از بخت شورم

عجب نبود بدان تلخی زبانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
  2. شمارهٔ ۸۱رخ بپوش از قمر چه می خواهی
  3. شمارهٔ ۸۲ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
  4. شمارهٔ ۸۳ای گوهر کیمیای شاهی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.