پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

بی تو دردی است ز هر درمانی

اینت بی دردی و بی درمانی

زلف پر فتنه فشانی هر دم

فتنه زلف چرا ننشانی

ماه روئی و چو چرخ دم ساز

هر زمان پرده همی گردانی

بر دل من که تو داری می کن

هرچه از جور و جفا بتوانی

گرچه از لطف چو باری بی بومت؟

همه اندام لب و دندانی

چو به یک بوسه چنانی تندی

جان ز دستم بغلط بستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸منم در عشق تو جسمی و جانی
  2. شمارهٔ ۷۹ایکه دل را دل و جان را جانی
  3. شمارهٔ ۸۰ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
  4. شمارهٔ ۸۱رخ بپوش از قمر چه می خواهی
  5. شمارهٔ ۸۲ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
  6. شمارهٔ ۸۳ای گوهر کیمیای شاهی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.