پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی

یا به جز در سایه زلفت پناهی دارمی

خون دل بر جزع گریان تو دعوی کردمی

کز گذشت لعل خاموشت گواهی دارمی

نیستی رویم سیاه و چشم پر خونم سپید

گر بدین تهمت سپیدی یا سیاهی دارمی

گر دمی آخر ز ناله همچو بربط دل تهی

گر چو نای از دست تو یارای آهی دارمی

ریختی خون مرا هجرت چو تیغ صبحدم

گرنه از تیر سحر گاهی پناهی دارمی

آتش عشق تو بر من آب راندستی به ظلم

گرنه جز درگاه صاحب بارگاهی دارمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶بی تو دردی است ز هر درمانی
  2. شمارهٔ ۷۷جانا تو به دیگران چه مانی
  3. شمارهٔ ۷۸منم در عشق تو جسمی و جانی
  4. شمارهٔ ۷۹ایکه دل را دل و جان را جانی
  5. شمارهٔ ۸۰ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
  6. شمارهٔ ۸۱رخ بپوش از قمر چه می خواهی
  7. شمارهٔ ۸۲ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
  8. شمارهٔ ۸۳ای گوهر کیمیای شاهی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.