پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی

ور دشمنییی نیز نکردی سره بودی

خاریست مرا در دل و دیده ز فراقش

تریاق چنین خاری وردی سره بودی

با درد بود عاشقی مردم اگر هم

جستی ز کف عشق بدردی سره بودی

زین روح که بی گرد نمی خیزد ازو هیچ

کز عشق برآوردی گردی سره بودی

دل عشق به جان جست ولیک ار نشدی زان

عاجز چو زنی آنگه مردی سره بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳خه خه که چو بوالعجب نگاری
  2. شمارهٔ ۷۴ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
  3. شمارهٔ ۷۵ای چشمه آب زندگانی
  4. شمارهٔ ۷۶بی تو دردی است ز هر درمانی
  5. شمارهٔ ۷۷جانا تو به دیگران چه مانی
  6. شمارهٔ ۷۸منم در عشق تو جسمی و جانی
  7. شمارهٔ ۷۹ایکه دل را دل و جان را جانی
  8. شمارهٔ ۸۰ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.