پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ای مونس جان من کجائی

از دیده من چرا جدائی

چون دل دهدت که هر زمانی

صد باره به نزد من نیائی

در دل شغب و دغا چه داری

بی رحمت و بی وفا چرائی

از دور ببینمی پریشان

دندان چه زنی و لب چه خائی

خود نیک نیامدت کزین سان

آید ز تو بوی بی وفائی

این ناز و تکبر تو تا چند

بازار غم ترا روائی

دانم تو که از بزرگواری

فرزند مهین پادشائی

دولت شه تا جور که دارد

میراث ز خوی مصطفائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  2. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  3. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  4. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
  5. شمارهٔ ۷۲خورشید چنان نور ندارد که تو داری
  6. شمارهٔ ۷۳خه خه که چو بوالعجب نگاری
  7. شمارهٔ ۷۴ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
  8. شمارهٔ ۷۵ای چشمه آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.