پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

ما را رخ آن نگار بایستی

آن شاهد روزگار بایستی

گویند حدیث یار خود ناری

اول باید که یار بایستی

در دست و دلم ز روضه وصلش

چون گل نرسید خار بایستی

آید بر من شکار دل وقتی

بازش هوس شکار بایستی

دل بردی به عشوه بردی جان

این عشوه خوش دو بار بایستی

گویند ز عشق درد دل خیزد

این درد دلم هزار بایستی

نهمار خوش است لیک پاینده

چون دولت شهریار بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  2. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  3. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
  4. شمارهٔ ۷۲خورشید چنان نور ندارد که تو داری
  5. شمارهٔ ۷۳خه خه که چو بوالعجب نگاری
  6. شمارهٔ ۷۴ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
  7. شمارهٔ ۷۵ای چشمه آب زندگانی
  8. شمارهٔ ۷۶بی تو دردی است ز هر درمانی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.