پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده

وی از تو آفتاب امیدم بر آمده

گریان و مستمند و پریشان برون شده

خندان و شادمانه به آیین در آمده

خورشید بر تو ز اول بسیار سرزده

وانگه ز شرم چهره تو برسر آمده

رفته ز بحر پاکی چون آب پاره ای

واکنون بسی عزیزتر از گوهر آمده

از خشکی غم دو گلت علت تری

چشم مرا چو چشمه نیلوفر آمده

بر عزم گریه سوی دو فواره سرشک

آتش ز چشمه جگرم هم بر آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ای مونس جان من کجائی
  2. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
  3. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  4. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  5. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  6. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
  7. شمارهٔ ۷۲خورشید چنان نور ندارد که تو داری
  8. شمارهٔ ۷۳خه خه که چو بوالعجب نگاری
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.