پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

ای غمت اندر دلم آویخته

درد تو با جان من آمیخته

در خم زلفت دل من بیگناه

مانده و بر تار موی آویخته

خیز و به نزدیک من آی و ببین

کز تو چه فتنه است برانگیخته

عشق ز من ناشده باز آمده

صبر به من نامده بگریخته

نیک بر آمد دلم الحق کزوست

بر سر من آتش غم بیخته

خون دل از دیده همی ریختم

خون بدان به که بود ریخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونه‌ای؟
  2. شمارهٔ ۶۶ای مونس جان من کجائی
  3. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
  4. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  5. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  6. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  7. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
  8. شمارهٔ ۷۲خورشید چنان نور ندارد که تو داری
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.