پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

خاک را چاک زد ای دوست گیاه

عمر برباد مده باده بخواه

بی نظر چشم شکوفه است سفید

بی گناه دل لاله است سیاه

در چمن عود همی سوزد باد

وز فلک رنگ همی ریزد ماه

شود آیینه گردون تاریک

هر زمانی که کند در ما آه

نیک و بد می کند آن روز به روز

تا بیفتد ز طرب گاه به گاه

می بدست آر چه خیزد ز خرد

گل شفیع است چه ترسی ز گناه

همه پر صورت دیده نرگس

همه پر شکل زبان است گیاه

تا ببینند بدان صنع خدای

تا بگویند بدین مدحت شاه

شاه بهرام که گیرد عالم

همه تا یک دو مه انشاء الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
  2. شمارهٔ ۶۵ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونه‌ای؟
  3. شمارهٔ ۶۶ای مونس جان من کجائی
  4. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
  5. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  6. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  7. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
  8. شمارهٔ ۷۱گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.