پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه

رأی تو خورشید خلق روی تو ظل اله

صورت جود و کرم قوت خیل و حشم

حیلت زر و درم حجت دیهیم و گاه

دولت و دین را یمین ملت خود را امین

فخر ملوک زمین سلطان بهرام شاه

بخت چو پیشت دوید مدح ز دولت شنید

فاتحه خواند و دمید بر تو و بر بارگاه

ملک دگر دار امید زانکه بدادت نوید

صبح ز تاج سپید شام ز چتر سیاه

یافت ز مدحت مگر سوسن زرین کمر

یافت ز رویت مگر نرگس زرین کلاه

تا که بود ماه و مهر بادی از اقبال و عمر

تخت تو روی سپهر بخت تو پشت و پناه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳ای غمت اندر دلم آویخته
  2. شمارهٔ ۶۴ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
  3. شمارهٔ ۶۵ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونه‌ای؟
  4. شمارهٔ ۶۶ای مونس جان من کجائی
  5. شمارهٔ ۶۷ما را رخ آن نگار بایستی
  6. شمارهٔ ۶۸چو جانم گرامی همی داشتی
  7. شمارهٔ ۶۹رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
  8. شمارهٔ ۷۰ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.