پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان

وی همچو گل حسود تو بیرنگ و ناروان

تو سایه خدائی تا روز حشر باد

در سایه همای سریر ترا مکان

چون ذره اند لشکر منصور بی عدد

تو همچو آفتاب به حجت جهان ستان

جمله جهان ز هم دل و دل باد هم نفس

هر یک چو سرو هم سرو چون بید هم زبان

بگشای صحن مشرق و مغرب چو تیغ صبح

منت خدای را که تو هستی سزای آن

سرمایه تو شاها کردار خوب تست

چون مایه آن بود به خدا ار کنی زیان

تا مشتری بتابد بر بندگان بتاب

تا آسمان بماند در مملکت بمان

هر مرتبت که عقل ترجی کند بیار

هر آرزو که وهم تمنا برد بران

تو آفتاب وش پسرانت چو اختراند

تا حشر باد مر همه را در شرف قران

هم چشم اختران شده روشن به آفتاب

هم روز آفتاب مبارک به اختران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن
  2. شمارهٔ ۵۶ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن
  3. شمارهٔ ۵۷ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
  4. شمارهٔ ۵۸ای ابر گلستان معالی کرم تو
  5. شمارهٔ ۵۹ای مرا بیشه دوستداری تو
  6. شمارهٔ ۶۰ای صاحب آن دو زلف کوتاه
  7. شمارهٔ ۶۱ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه
  8. شمارهٔ ۶۲خاک را چاک زد ای دوست گیاه
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.