پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

برآنم که از روح شاهی کنم

ز دانش فراوان سپاهی کنم

در ایوان حکمت سر یری نهم

به طاق خرد بارگاهی کنم

اگر سر فرود آورد همتم

ز تاج سپهرش کلاهی کنم

ندارم بسی تکیه بر سال و ماه

از آن کار سالی به ماهی کنم

چو آیینه جانم از زنگ تن

به پرداخت حاشا که آهی کنم

غذا گر نیابم ز خر کم نیم

قناعت به آب و گاهی کنم

چگوئی بهرزه برای دو نان

ز هر سفله بهرام شاهی کنم

ندارم گناهی چنین خسته ام

مبادا اگر خود گناهی کنم

پناه کریمان مبادا بمن

اگر من بدو نان پناهی کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
  2. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
  3. شمارهٔ ۵۲سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
  4. شمارهٔ ۵۳ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان
  5. شمارهٔ ۵۴ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن
  6. شمارهٔ ۵۵ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن
  7. شمارهٔ ۵۶ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن
  8. شمارهٔ ۵۷ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.