پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

از صبر نکرده بازگشتم

وز دیده سوز ساز گشتم

چون میل تو سوی جور دیدم

غم جوی و ستم نواز گشتم

بی دل نالان و پوستی خشک

ماننده طبل باز گشتم

بازیچه لعبت خیالت

زین چشم خیال باز گشتم

دستم مکن از وصال کوتاه

کاندیشه تو دراز گشتم

آراست فراق زرگر تو

چون نقره خوش گداز گشتم

در دولت عشق از زر و سیم

افسوس که بی نیاز گشتم

شادی چو نداشت هیچ اصلی

آخر به غم تو باز گشتم

دل در بدو نیک تو نهادم

آخر به غم تو باز گشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  2. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  3. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  4. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
  5. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  6. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
  7. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
  8. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.