پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم

قسم از لب نوشین تو جز نیش ندارم

یک جان نه که صد جانت فدا باد ولیکن

معذور همی دار که زین بیش ندارم

هر روز خوهی تا که ستانی دل از من

حیلت چه بود چون من درویش ندارم

تا در غم تو پای من از جای برفت است

هم جان و سر تو که سر خویش ندارم

والله که ز هستی خودم یاد نیاید

تا آینه روی تو در پیش ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  2. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
  3. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
  4. شمارهٔ ۵۱زار بکشتی تو از آن می زیم
  5. شمارهٔ ۵۲سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
  6. شمارهٔ ۵۳ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان
  7. شمارهٔ ۵۴ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن
  8. شمارهٔ ۵۵ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.