پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

دل در غم عشق یار بستیم

وز دردسر فراق رستیم

از خانه خویش سخت دوریم

وز باده رنج نیک مستیم

از بادیه هوا گذشتیم

در زاویه عنا نشستیم

از شست بلات نوش خوردیم

وز تیر غمت جگر بخستیم

برخاک در تو جان فشاندیم

معلومت شد که باد دستیم

یکراه تو سنگسارمان کن

چون می‌دانی که بت پرستیم

روزی که غم تومان نجوید

بازش طلبیم و کس فرستیم

بر مرگ زنیم خویشتن را

تا نیست شویم از اینکه هستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  2. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  3. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  4. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  5. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
  6. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  7. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
  8. شمارهٔ ۵۰تن در بد و نیک یار دادیم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.