پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

سخت با ما تو بخیلی بسلام

نیک مائیم ترا عاشق و رام

جان ما عاشق و تو معشوقه

دل ما صید و سر زلف تو دام

روی و زلفین تو خون آمد و مشک

وصل و هجر تو حلال است و حرام

بوسه خواهم در حال بده

مکن ای دوست مرا دشمن کام

نقره اندامی و من زر رویم

بزر پخته خرم نقره خام

آن چنانم ز نحیفی که همی

نتوانم زد یکدم بدو گام

نعمت روی تو می باید و بس

بسر تو که تمام است تمام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲از صبر نکرده بازگشتم
  2. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  3. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  4. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  5. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  6. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
  7. شمارهٔ ۴۸برآنم که از روح شاهی کنم
  8. شمارهٔ ۴۹ای کرده همه بدی به جایم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.