پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

برآن زلف و لب و خال و بنا گوش

سوی بازار عشقش برده ام دوش

رخش روز است و ابرو گوشه روز

نهاده است از برای فتنه شب پوش

دهانش چشمه نوش و زبر جد

رمیده است از کران چشمه نوش

همه ساله ز سودای فراقش

دلی دارم چو دیگ تفته پرجوش

ز عشقش تا بر آرم من یکی دم

سه بار از من ز رنج دل رود هوش

ز تو چون روی آزادی نبینم

مرا خسرو خریدار است بفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰سخت با ما تو بخیلی بسلام
  2. شمارهٔ ۴۱دل در غم عشق یار بستیم
  3. شمارهٔ ۴۲از صبر نکرده بازگشتم
  4. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  5. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  6. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  7. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
  8. شمارهٔ ۴۷ای چهره تو بهار جانم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.