پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

سرو را ساکن به تخت آباد باش

همچنین باقی بمانی شاد باش

دست تنگ دشمنان درخاک باد

پای مرد دوستان چون باد باش

چون به طالع با کرم همشیره ای

در طبیعت با وفا همزاد باش

در سحرگاهی هم اکنون بر دمد

صبح اقبالت که افزون باد باش

ای جهانی بنده خلقت چو گل

همچو سوسن از جهان آزاد باش

با رخ خوبان سفلی کامران

بر دل پاکان علوی یاد باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ
  2. شمارهٔ ۴۰سخت با ما تو بخیلی بسلام
  3. شمارهٔ ۴۱دل در غم عشق یار بستیم
  4. شمارهٔ ۴۲از صبر نکرده بازگشتم
  5. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  6. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  7. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
  8. شمارهٔ ۴۶حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.