پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

هر آینه که دگر بایدم گزیدن یار

چو یار من ز من و مهر من شود بیزار

چه غم خورم ز پی او که غم نخورد مرا

ز چند گونه توان بر دلی نهادن بار

اگرچه نرگس چشمست و گرچه مشکین زلف

به قد چو سرو و به رخ مه ولی به پنج و چهار

چو برگرفت دل از من چرا روم بر او

نه من نیابم یار ار دگر گزیند یار

دگر گزینم و یکسو نشینم از ره او

تن عزیز و دل خویشتن ندارم خوار

شکسته عهدا چندین جفا به من منما

که مهرت اندک گشت و جفای تو بسیار

مرا نگارا با تو زبان خلاف دل است

خلاف گفتار آید مرا همی کردار

دلم همیشه هوای تو جوید ای بت روی

وگرچه دیگر گوید زبان من گفتار

گمان مبر که دل از مهر تو بگردانم

به نیک و بد صنما هیچ روی هیچ شمار

اگر وفا کنی ای ماه روی دارم چشم

وگرنه باری از من وفا تو چشم مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
  2. شمارهٔ ۳۹گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ
  3. شمارهٔ ۴۰سخت با ما تو بخیلی بسلام
  4. شمارهٔ ۴۱دل در غم عشق یار بستیم
  5. شمارهٔ ۴۲از صبر نکرده بازگشتم
  6. شمارهٔ ۴۳همه شب دوش من بیدار بودم
  7. شمارهٔ ۴۴مجمر مهر سوخت چون عودم
  8. شمارهٔ ۴۵آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.