پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد

جان گرچه نقش بست ز دل برتر اوفتاد

در دام طره تو که پر دانه دل است

سیمرغ حسن تو چه عجایب در اوفتاد

دل خو گرفته بر رخ و رخساره تو دید

مسکین پیاده بود دلش در بر اوفتاد

گفتم که بر من آید دردا که رایگان

بیماری دو چشم تو بر عبهر اوفتاد

خورشید گرد سایه تو ناشکافته

هر ذره را هوای تو اندر سر اوفتاد

روزی نگر که طوطی جانم سوی لبش

بر بوی پسته آمد و بر شکر اوفتاد

این هم بر این نسق که ز کلک نجیب دین

گرچه شبه نمود همه گوهر اوفتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  2. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  3. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
  4. شمارهٔ ۲۳از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
  5. شمارهٔ ۲۴مهرش از دل همی گذر نکند
  6. شمارهٔ ۲۵روح ز تو خوبتر به خواب نبیند
  7. شمارهٔ ۲۶یار چون عیسیم به ماه برد
  8. شمارهٔ ۲۷گر شمع تو بی زحمت پروانه بماند
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.