پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

یار چون عیسیم به ماه برد

باز چون یوسفم به چاه برد

مردم دیده را عروس رخت

روی بسته به جلوه گاه برد

آینه گر صفای او بیند

دست چون صبحدم ز ماه برد

جز سخنهای همچو الماسش

در و یاقوت او که راه برد

طوطی جان من رسید به لب

تا از آن لب شکر گیاه برد

چه شود گر صبا سپیده دمی

تک در آن طره سیاه برد

پس بدان بوی قصه های حسن

گرچه زار است پیش شاه برد

شاه بهرام شاه مسعود آن

که ازو ملک آب و جاه برد

دولت تازه بهر او هر روز

تحفه نو به بارگاه برد

چرخ سیمین مگر به خدمت باز

آفتاب زرین کلاه برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸لبم از بوس او شکر چیند
  2. شمارهٔ ۲۹پسرا تا کی از این خواهد بود
  3. شمارهٔ ۳۰که بود جان که نه در بند وفای تو بود
  4. شمارهٔ ۳۱دل چون ز لبت شراب خواهد
  5. شمارهٔ ۳۲حسن تو به گفت هم نیاید
  6. شمارهٔ ۳۳آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید
  7. شمارهٔ ۳۴آرام دل مرا بخوانید
  8. شمارهٔ ۳۵صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.