پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

کریمی کو که در عالم زبون نیست

اسیر و عاجز این چرخ دون نیست

عروس بخت را گر زیوری هست

در این نه حقه آیینه گون نیست

اگر این است هستی ها که دیدم

درین کان هیچ نقدی نیست چون نیست

حسن بگذارد نیا را همان گیر

که این کژدم در این طاس نگون نیست

دو عالم را فراخائی بپندار

که از کنج دل تنگت برون نیست

که در ملک اجل سوی زمانه

بدین تنگی بدین کویت درون نیست

فلک گر نافه ای گردد پر از مشک

اگر رنگست آن جز رگ خون نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  2. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  3. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  4. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  5. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  6. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  7. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
  8. شمارهٔ ۲۳از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.