پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست

سرگشته دلی چون من و ثابت قدمی نیست

گویند کم از یک نبود هرگز و چندم

از عشق تو سرگرم اگر کم ز کمی نیست

ما را همه شادی ز غم تست فزون باد

اندی که غمت هست اگر هیچ غمی نیست

زان است شکفته گل رخسار چو داری

صد بدره دینار و مرا خود درمی نیست

چون صورت لا زلف تو در هم شده بینم

نبود عجب ار ما را زان لانعمی نیست

ما را بنعم کردن کس خود چه نیاز است

در دولت رادی که چنو محتشمی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  2. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  3. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  4. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  5. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
  6. شمارهٔ ۲۳از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
  7. شمارهٔ ۲۴مهرش از دل همی گذر نکند
  8. شمارهٔ ۲۵روح ز تو خوبتر به خواب نبیند
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.